فرقه اهــــل حــــق

فرقهٔ علی‌اللهی غیر از اهل حق است

مسلک اهل حق، به خاطر نقل سینه به سینه‌ی کلام‌های بزرگان این مسلک، همچنین استفاده از ادبیات استعاری، به مرور زمان دچار تغییراتی شده بود و این از آن جهت بود که بيشتر پیروان این مسلک مراسم آئینیِ خود را «اسرار الهی»‌ می‌دانستند و آن را از غیر اهل حق پنهان می‌کردند و همین سبب شد گروهی از پارسیان و بعضی از شرق شناسان، مسلک اهل حق را با مسلک های دیگر مانند علیاللهی، نصری، و ... یکسان بشمارند.

فرقهٔ علیاللهی غیر از اهل حق است. زیرا: اولاً، تأسیس فرقهٔ علی اللهی توسط عبدالله بن سبا در زمان حضرت علی(ع) بوده است، و مؤسس فرقهٔ اهل حق حضرت سلطان اسحق در قرن هفتم هجری می‌باشد. ثانیاً، از حیث اصول عقاید و سایر احکام مذهبی و مسلکی نیز با یکدیگر اختلاف فاحش دارند.

خلاصه هیچگونه وجه تشابهی بین فرقهٔ ‌علی اللهی و فرقهٔ ‌اهل حق وجود ندارد، جز اینکه هر دو فرقه علی (ع) را دوست دارند، البته آنهم به تنهایی دلیل یکی بودن هر دو فرقه نمی‌شود. کما اینکه فرقهٔ نصیری و بعضی فرقه‌های دیگر هم علی را دوست دارند، معهذا هیچکدام علی اللهی یا اهل حق نیستند.

اهل حق

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 2:32  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

رفت و آمد اعضای گروهک پژاک به یک معبد فرقه اهل حق

 

از استان کرمانشاه خبر می‌رسد، در بخش "گره بان" هرسین، معبدی قرار دارد که مربوط به فرقه موسوم به "اهل حق" است. این محل اخیراً به محلی برای تجمع ضد انقلاب و رفت و آمد اعضای گروهک پژاک و ردو بدل شدن سلاح و مشروبات تبدیل شده است. مردم از نیروی ا نتظامی و ارگان‌های دولتی مربوطه انتظار دارند مانع این تخلفات شوند و این مکان را زیر نظر بگیرند.


 

مقبره خان اتش

برگرفته از روزنامه جمهوری

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 2:22  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

السلام عليک يا ابا عبدالله

 

  من به عشق روی تو جان می سپارم یا حسین            بهتر از جان در رهت چیزی ندارم یا حسین

 وقت مردن آرزو دارم به بالینم رسی  یا حسین          جان زهرا مادرت چشم انتظارم یا حسین

یا حسین


خواب ديدم خواب  اينکه   مرده ام                  خواب  ديدم  خسته   و   پژمرده ام


  روي من  خروارها   از   خاک  بود                     واي  قبر  من  چه   وحشتناک  بود


  تا  ميان  گور   رفتم     دل   گرفت                    قبر  من  سنگ  لحد  را  گل  گرفت


  بالش  زير  سرم   از    سنگ   بود                   غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 20:42  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

دیگر آداب و عقاید اهل حق

دهخدا در لغت نامه در واژه علی اللهیان درباره آداب و رسوم اهل حق می نویسد که روزه آنان در سال سه روز است و پایانش جشن خاوندگار، به جای نماز خواندن نیاز یا کردار دراند که شرح این دو گذشت مراسم عقد در این گروه در روستاها معمولاً به جای خواندن صیغه نکاح مراسم خاصی دارند و صیغه عقد نمی خوانند ولی در شهرها مانند سایر مسلمانان رفتار می کنند در خوردنیها و آشامیدنیها محرمات ندارند بنابراین از خوردن گوشت خوک و یا نوشیدن شراب باکی ندارند، نامهای بچه های خود را معمولاً با نام علی ختم (ع) ختم می کنند شارب گذاشتن بزرگترین مشخص و ممیز ظاهری این قوم است در نزد این گروه زدن شارب گناهی بس بزرگ است.
این قوم در دنیا هیچ کس را بد نمی دانند این امر باعث شده است که در میان فرق و مذاهب مختلف آزاد باشند حتی شیطان را نیز بد نمی دانند.
این قوم تبلیغات مذهبی ندارند گاهی کلمات شهادت را تکرار می کنند، گاهی هم به زیارت مشاهد مشرفه می روند.
راجع به سه خلیفه عقیده به خصوصی دارند صاحب "بستان مذاهب" می نویسد: جمیع محرمات در این سه تن است.
"ابلیس" "مار" و "کاووس" و این سه کنایه از سه خلیفه است و نیز مقصود از شداد نمرود و فرعون این سه نفر هستند بنا به نوشته صاحب"بستان مذاهب" این قوم به مصحف فعلی عقیده ندارند و می گویند که این تحریف شده است. 1
در این جا لازم است که این تذکر داده بشود که این اموری که از دهخدا ذکر شد مورد توافق جملگی اهل حقها نیست سید قاسم افضلی در مقاله اش در دایره المعارف تشیع بعضی از آنها را نادرست بیان داشت. تشابه این مسلک با دیگر مسلکها
آداب و رسوم و باورهای فرقه اهل حق با مذاهب و ادیان دیگ شباهتایی دارد که اینک به برخی از آن اشاره می شود.
در مسایل مربوط به نذر و قربانی آمده است که آب به جم "جمع" آورده می شود که جم نشینان هر یک جرعه ای از آن را می خورند و اگر کسی تشنه هم نباشد باید حتماً یک قطره بخورد این رسم در آیین زردشتیان و نیز در آیین مسیحیت است.
2- اهل حق در موقع نبح قربانی و نیز در جم خانه در هنگام انجام مراسم لباس سفید می پوشند و در حالت شبیه همین رسم (لباس سفید در میان زرتشتیان وجود دارد.
3- در آیین یاری به پیشوایان خود "پیر" خطاب می کنند در آیین مسیحیت نیز چنین است.
4- در آیین یاری مادامی که مرید از عهده امتحان پیر بر نیاید عقاید مذهبی از او مخفی نگاه داشته می شود عین همین مطلب در آیین مهر پرستی (مسیحیت) وجود دارد.
5- در آیین یاری آمده است که بنیانگذاران این مسلک "شاه خوشین" و "سلطان صحاک" از مادران باکره به دنیا آمده اند نظیر همین در مسیحیت ست.
6- روزه گرفتن در آیین یاری شباهت زیادی به رزوه های یهودیان دارد روزه های یهودی روی علت و حوادث معینی که مربوط به پیشوایان آنها بود برقرار گردید در میان اهل حق روزه سه روز دوازدهم تا چهاردهم دیماه(= رزوه مرنو) و نیز پانزدهم تا هفدهم دیماه (= روزه قولطاسی) روی حوادث و عللی که برای پیشوایان آنان به وجود آمده مرسوم شده است.
7- در مسلک یاری شرط یارستان شدن سرسپردگی است شبیه همین در مسیحیت است که شرط مسیحی شدن غسل تعمید است.
8- در اجرای سنتهای مراسم در ذکر جلی و خفی که بین مسلک یاری درواج دارد، شبیه این در مسلک متصوفه وجود دارد.
مصاحبه با یکی از یارستان
نویسنده کتاب "سرسپردگان" مصاحبه ای با یکی از پیروان مسلک یاری انجام داده است که آن مصاحبه بدین قرار است.
س: ممکن است سوالاتی راجع به اهل حق از جنابعالی بکنم ؟
ج: بلی با کمال میل حاضرم هر چه بپرسند پاسخ بدهم
س: این که می گویند اهل حق علی اللهی هستند صحیح است؟
ج: بلی اهل حق علی اللهی هستند و خودم هم علی اللهی می باشم این دیگر مذهب و اعتقاد من است و نمی توانم و نمی خواهم از کسی مخفی بدارم در کرمانشاه یک مرکز تبلیغاتی داریم که با بلندگو علنا معتقدات خود را می گوییم .
آیا خدا همان علی است؟ -
- بلی خدا همان علی است شما معتقدید که خدا دیده نمی شود و نخواهد شد ما معتقدیم که خدا دیده شده است و شاید در آینده هم دیده شود.
شما نماز هم می خوانید؟ -
- نه خیر ما نماز نمی خوانیم به جای آن در جم خانه در هر هفته و در هر پانزده روز نیاز می دهیم.
روزه شما چقدر است؟ -
- روزه ما سه روز است که روز سوم نان و روغنی مخصوص می پزیم و روز چهارم را عید سلطانی می گوییم و هر یک از ما مقداری برنج و روغن و یک خروس یک ساله به جم خانه برده و مشغول نیاز می شویم.
به قرآن واسلام اعتقاد دارید ؟ -
- بلی ما به قرآن و اسلام احترام می گذاریم.(البته احترام غیر از اعتقاد است).
اگر به قرآن اعتقاد دارید و در قرآن روزه یک ماه است پس چرا شما سه روز روزه می گیرید ؟ آقای نورعلی الهی هم در برهان اهل حق را مسلمان دوازده امامی معرفی می کنند.
ما به قرآن طور دیگر اعتقاد داریم و در برهان الحق می نویسد شیعه اثنی عشری حقیقی اهل حق است بنابراین اعتقاد ما در این مورد غیر از شما است.
شما از متصوفه محسوب می شوید ؟
نه ما از متصوفه نیستیم بلکه متصوفه می خواهند خود را به ما برسانند .
البته آنها متصوفه نیستند ولی بسیاری از مراسم آنها را دارند به شریعت طریقت و حقیقت معتقدند.
مصاحبه ای دیگر:
- تاریخ این مسلک به دوره خود حضرت امیر می رسد و از اهل حق آن روز "قنبر" "سلمان فارسی" ما در حضرت علی (فاطمه بنت اسد) و ... را محترم می دانند و آنان را مرشد می خوانند.
- دین شما چیست؟
- دین ما اسلام مذهب شیعه ثنی عشری مسلک اهل حق است ولی برای رسیدن به مسلک اهل حق باید از مراحلی گذشت به اسامی شریعت طریقت معرفت و حقیقت که هر کس به حقیقت برسد اهل حق می شود اهل حق آنهایی هستند که همیشه با خدای خویش هستند هیچ کس را غیر از صوفی هایی که به مرحله حقیقت رسیده اند در جم خانه راه نمی دهند ولی به خانقاه می برند در خانقاه به او اول از قرآن می گویند تا جایی که کاملاً آن را یاد بگیرند و روزه را سی روز می گیرند و نماز را باید پنج وقت در روز بخواند تا جاییکه آماده شود که به جم خانه وارد شود.
البته این دوره برای هر کس فرق می کند و ممکن است دو تا سه حتی دوازده سال طول بکشد و آن که استعداد خوبی دارد زودتر می رود و هر خانقاه یک پیری دارد که به او اجازه ورود به جم خانه را می دهد. 2

مصاحبه با آقای قادر طهماسبی
آقای قادر طهماسبی یکی از هواداران این مسلک بود حتی چند سالی کاتب و منشی سید نصرالدین حیدری بود ولی بعداً با سید نصرالدین حیدری اختلاف پیدا کرد و افشاگری نمود می گوید:
"من از سرسپردگان اهل حق بودم و مردم اهل حق خصوصاً " مردم کوران از عقاید خود بی خبر هستند من می خواهم عقاید آنها را تجزیه و تحلیل کنم و انتخاب با خود مردم است از سال 1363 هجری شمسی به بعد تصمیم گرفته که منابع اهل حق را جمع آوری و مطالعه کنم و در سال 1367 هجری شمسی به بعد تصمیم گرفتم که منابع اهل حق را جمع آوری و مطالعه کنم در سال 1367 هجری شمسی در "پیر بنیامین" گفتم که ما قرآن را قبول نداریم و ... و دین نداریم".
در سال 63 هجری ش سید نصر الدین حیدری به من گفت که کومله ها می خواهند شما را به عراق ببرند و این سخن شگفتی مرا برانگیخت.
در کلام گور آمده است " قرآن گذاف و دروغ است، شیطان حق است".
یا در مورد جمهوری اسلامی کلام درست کردند که :
"جمهوری اسلامی در فلان تاریخ سقوط خواهد کرد و چون این پیش گویی واقع نمی شود آن را توجیه می کنند."
سلطان اسحاق بنیان گذار اهل حق را اهل حق با هدف اسلام زدایی فرقه اهل حق را پدید آورده است وی پسر شیخ عیسی برزنجه ای است و خود را خدای معرفی نمود و به پدرش گفت که حچ نرود بلکه او را زیارت کنند این مطلب در دیوان گور آمده است او می گوید که کسی حق عدول از این مسلک را ندارد و از قرآن دروغین بپرهیزد و محمد (ص) برای انحراف مردم آمد سیادت در اهل حق نسبی نمی باشد بلکه یک امر ظاهری است، سلطان اسحاق افرادی را سید نامید و از آن پس این افراد به سید مشهور شدند انحرافات اهل حق به صورت سر مگوی درآمده است و رهبران اهل حق آنها را در اختیار هیچ کس قرار نمی دهند.
"سید قاسم افضلی" سر سلسله خود را به سلطان اسحاق می رساند در حالی که سلطان اسحاق بلاعقب (بی نسل) بود و ... 3

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع و توضیحات
1- لغت نامه دهخدا طبع جدید ص 14255 – 14256
2- سرسپردگان ص 97 به بعد
3- پژوهشی جامع ص 356
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388ساعت 10:11  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

تجاوز قطب خانقاه نعمت اللهي به همسران دروايش

 
 

انتقام از قطب متجاوز به همسر يک درويش نعمت اللهي


 در اوایل دی ماه فردي که با بستن ديناميت و نارنجک به خود وارد خانقاه درويشان محله مولوي شده بود توسط نيروهاي پليس تهران دستگير شد. اين فرد بيان مي‌کرد که فساد اخلاقي مسئول خانقاه باعث شده تا دست به چنين اقدام بزند.



A0780436.jpg


  فردي 48 ساله که با بستن ديناميت و نارنجک وارد خانقاه درويشان محله مولوي شده بود و قصد منفجر کردن آنجا را داشت توسط نيروي‌هاي پليس تهران دستگير شد.
اين فرد از درويشان فرقه نعمت‌الهي است و اعلام مي‌کرد که برخي مسائل اخلاقي باعث شده تا دست به اين اقدام بزند. او در حرف‌هاي خود بارها از تجاوز به همسر و فرزندش توسط ج. ن مرشد خانقاه اشاره کرد.
فرد دستگير شده از  وارد خانقاه شده و با پرتاب نارنجک چندين نفر را زخمي کرده بود، اين فرد همراه خود اسلحه کلاشينکف، کلت کمري، جندين عدد نارنجک صوتي و جنگي و ديناميت همراه داشت. وي در دستش يک نارنجک داشت که ضامنش را کشيده بود.

فرد دستگير شده پس از دستگيري علت اقدام خود را تجاوز مسئول خانقاه به همسر و فرزندش اعلام کرد. اين فرد ادعا مي‌کرد که به بهانه‌ مراسم خاص دراويش به زن و فرزندش تجاوز شده و او نماينده 300 نفر از دراويش ديگر است که زنان‌شان مورد سو استفاده جنسي قرار گرفته‌اند.
وي از پليس خواست تا عوامل خيانت جنسي را دستگير کند و از فردي به نام ج. ن به عنوان عامل اصلي خيانت‌ها نام مي‌برد.
فرد مسلح 25 سال عضو فرقه نعمت‌اللهي بوده و با هدف انتقام جويي از مسئولان اين فرقه دست به اين اقدام زده بود. اين فرد مطالبي را درباره برخي مديران خانقاه مطرح مي‌کرد که محور اصلي آن فساد اخلاقي بود.

مرد 48 ساله که با بستن ديناميت و نارنجک وارد خانقاه درويشان محله مولوي شده بود و قصد منفجر کردن آنجا را داشت در حال مذاکره با سردار رجب زاده رييس پليس تهران بزرگ

* سوءاستفاده از زنان به بهانه مراسم خاص

‌مرد پس از دستگيري، از تجاوز سخن مي‌گفت و با صداي بلند مي‌گفت که عصمت زن و فرزندش لکه‌دار شده، او مي‌گفت، اين چه آئيني است که براي رسيدن به مراحل بعدي و کسب برخي توانمندي‌هاي بايد به زنان تجاوز کرد.
مرد خشمگين بود و از مصيبتي که بر سرش آمده بود سخت ناله مي‌کرد. مي‌گفت آبرويش بر باد رفته و به بهانه مراسم خاص از زن و فرزندش سوءاستفاده جنسي شده است.
باز حکايت تلخ، ساده‌لوحي عده‌اي که تحت تأثير قرار گفته و حاضرند به همسر و خانواده خود خيانت کرده تا سير آفاق و انفس کنند. در نظام اخلاقي ايرانيان بنيان خانواده و رعايت شئونات اخلاقي و اسلامي يک اصل است اما برخي براي کاميابي جنسي خود از هر حربه‌اي استفاده مي‌کنند، حتي سوءاستفاده از اخلاقيات و مراسم خاص دراويش.
مرد مي‌ناليد و به آئيني که براي کاميابي عده‌اي خاص دست به هر اقدامي مي‌زند، ناسزا مي‌گفت، مرد از درد به خود مي‌پيچيد و ادعاهاي شفابخشي برخي از بزرگان اين آئين درويشي را به چالش مي‌کشيد.
وي مي‌گفت: در آشي که براي دروايش درست مي‌کنند، ماده توهم زا مي‌ريزند آن‌گاه بر سر سفره ورد مي‌خوانند و از خود بي‌خود شدن دراويش را به اين ورد مرتبط مي‌دانند.
اين فرد فرياد مي‌زد: برخي از بزرگان فرقه با پول دراويش ميلياردر شده‌اند و براي خود موقعيتي دارند، اسم اين کار چيست؟
فرد دستگير شده مي‌گفت: مسئول خانقاه به بهانه مراسم خاص از زنان فرقه خواسته‌هاي نامعقول و غيراخلاقي داشته و در هر مرحله اين خواسته‌ها شنيع‌تر مي‌شده است. به زن و فرزندم به بهانه‌هاي واهي و مثلاً خاص تجاوز کرده‌اند.
او مي‌گفت: من نماينده تعداد زيادي از دروايش ديگر هستم که عصمت همسرانشان لکه‌دار شده است. بايد کسي پيدا مي‌شد و به اين همه نامردي و خباثت پايان مي‌داد.
«م» فرد دستگير شده به استفاده از مواد روانگردان و توهم‌زا در مراسم مذهبي اين فرقه نيز اشاره کرد.‌


متذکر اين نکته مي شويم که فرقه نعمت اللهي مونسعليشاهي، شهره فساد اخلاقي و تجاوزهاي متعدد اقطاب اين فرقه به مريدان خود ميباشد که از آن جمله تجاوز هاي متعدد جواد نوربخش
به خانم فريال آوا رخ که خانوادتا مريد نور بخش بودند را مي توان ذکر کرد که فريال خود کشي کرد و فيلمهاي دادگاه خانواده آوا رخ موجود است.از ديگر کرامات اقطاب فاسد اين فرقه مي توان به مصاحبه جواد نور بخش با شبکه الجزيره اشاره کرد که مي گويد : ما اصلا مسلمان نيستيم.

بوي يکرنگي از اين نقش نمي آيد خيز

دلق آلودهء صوفي به مي ناب بشوي

برخي از فرق و آئين‌هاي عرفاني دروغين طي سال‌هاي گذشته سعي کرده‌اند با جذب اقشار مختلف مردم، مطالبي را تحت عنوان عرفان و حقيقت‌‌ به خورد مردم دهند که به دليل باطل بودن ادعاهايشان باعث بروز مشکلات و فروپاشي اخلاقيات و بنيان خانواده ميان طرفدارنشان مي‌شوند.
در اين زمينه لازم است دستگاه‌هاي فرهنگي با جديت و دقت بيش‌تر موضوع را پيگيري و اقدامات لازم در خصوص فرهنگ سازي و ترويج فرهنگ عرفان واقعي اسلام به عمل آورند.
در ادامه فيلمي از رقص اعضاي اين فرقه در خانقاهي در کرمان که در سالروز تولد جواد نوربخش قطب فرقه مذکور برگزار گرديده را جهت دانلود قرار مي دهم  تا مخاطبين خود شاهد اعمال مدعيان عرفان باشند و فرق ظلمانيت و نورانيت را مشاهده کنند
.

دانلود فيلم

فيلم دوم در مورد دادگاه جواد نوربخش قطب فرقه مونس عليشاهي که به يکي از مريدانش به نام فريال آوا رخ تجاوز کرده بود (و به همين سبب هم اين دختر نگون بخت دست به خودکشي زد) خواهر فريال در حال افشاي انحرافات اين عارف نما است.

دانلود فيلم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 15:42  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

آشنائی با اصطلاحات اهل حق(جدید)

ناچه:
قطعات نانی را که قسمتهای گوشت قربانی را در آن می گذارند.
نواله:
قسمتی از گوشت قربانی که در نان گذاشته می شود.
یارسان:
به معنای یاران سلطان اسحاق
مرغ:
در لغت پرنده می باشد اما در اصطلاح دفاتر اهل حق مرغ به معنای روح است.
کلام:
نوشته ها و حرفهای منقول از رهبران و بزرگان اهل حق یارسان
خادم:
فرد معینی است که در جمخانه مشغول به کار است.او آغاز و پایان جم و توزیع نواله و نذور و اجرا اوامر مربوط به جم و سایر تشریفات و انتظامات را دارد و به هیچ وجه حق نشستن ندارد و همه امور را باید سرپا انجام دهد.
قفس:
در لغت قفس به معنای حصار است ولی در اصطلاح دفاتر اهل حق به معنای تن انسان است به طور مثال می توان به کلام درویش ذوالفقار گوران اشاره نمود که می گوید:
 
ذوالفقار هر تا نیم نفس داری
مرغ وشخوانی نه قفس داری
 
ای ذوالفقار تا نفس داری مرغ خوش خوانی(روح) در تن داری.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:30  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

خلاصه ای از اهل حق

مقدمه

یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در ایران فرقه موسم به اهل حق می باشد.اهل حق را با نامهای دیگری همچون یارسان،یارستان و آئین یاری می خوانند.شعیان اینان را با نامهائی همچون علی اللهی و شیطان پرست و..... یاد می کنند که امروزه اکثر مردم اهل حق این نامها را تهمتی بیش به آئین و مسلک خود نمی دانند.

 

۱-تاریخچه:

الف:موسس

در اینکه این فرقه توسط چه کسی و در چه قرنی تاسیس گردیده نظریات متفاوت است اما آنچه که به عنوان نظریه صحیح می توان آن را پذیرفت این استکه موسس فرقه اهل حق شخصی به نام سلطان اسحاق فرزند شیخ عیسی برزنجه (سنی مذهب) است.سلطان اسحاق را با نامهای دیگری همچون سلطان طریق،شاه،سلطان صهاک و ......نامیده اند.او متولد کردستان عراق است

سلطان اسحاق بعد از فوت پدر با برادران خود درگیر می شود و به همین دلیل از کردستان عراق به سمت ایران فرار کرده و در روستای شیخان که هم اکنون از توابع استان کرمانشاه است سکنا می گزیند.

 

ب:بدعت­های مهم سلطان اسحاق

- بنای خاندان­ها

_ تأسیس جم­خانه به جای مسجد برای انجام امور عبادی

_ روزه سه روزه

_ تعیین پیر و دلیل برای خاندان­ها

_ دستور سرسپاری (مراسمی برای پیوستن رسمی به فرقه اهل حق) به رؤسای خاندان­ها

_ دستور پرداخت نذر و نیاز

 

ج:خاندانهای اهل حق

سلطان اسحاق اهل حق را تاسیس و بنای 7خاندان را در اهل حق گذاشت.بعد از گذشت مدتها چهار خاندان دیگر هم به هفت خاندان اصلی اضافه و در زمره خاندانهای اهل حق قرار گرفت.ما خاندانهائی که توسط سلطان اسحاق بنا شده اند خاندانهای اولیه و خاندانهائی که بعدها به وجود آمده اند را خاندانهای ثانویه می نامیم.

خاندانهای اولیه عبارتند از:

  1. خاندان شاه ابراهیمی
  2. خاندان عالی قلندری
  3. خاندان یادگاری 
  4. خاندان خاموشی
  5. خاندان میرسوری
  6. خاندان مصطفائی
  7. خاندان باویسی

خاندانهای ثانویه عبارتند از:

  1. خاندان ذوالنوري
  2. خاندان مشعشعی
  3. خاندان شاه حياسی
  4. خاندان حيدري

 

۲-اعتقادات

الف:توحید

گرچه مردم اهل حق به «علی اللهی» معروف هستند و برخی از خاندان­ها و سران آن­ها علی (ع) را خدا می­دانند، ولی اشکالات شیعیان به این نظر باعث گردیده است برخی از مردم اهل حق این عقیده را رد کنند و توحید را به عنوان عقیده خود معرفی کنند.اما آنچه که در دفاتر و کتب مقدس آنها یافت می شود این استکه علی (ع)را به عنوان ذات خدا معرفی می کنند بیدن معنا که ذات خدا در علی(ع)حلول نموده است.

 

ب:نبوت و امامت:

در کتب و دفاتر اهل حق و در افواه مردم یارستان نام پیامبران و ائمه زیاد دیده و شنیده شده است.اما به طور خلاصه می توان گفت که مردم اهل حق اگر اعتقادی به ائمه هم دارد از باب دون رهبران ، پیران و مرشدان خودشان است.

 

ج:تناسخ

از جمله اعتقادات اهل حق، اعتقاد به تناسخ است.تناسخ عبارت است از انتقال نفس و روح پس از مرگ به جسمی از اجسام است و آن جسم چند چیز می­تواند باشد: نبات، حیوان  و یا  انسان. تناسخ از این نظر فقط تحول و انتقال را در بردارد.[1]

اهل حق می گوید روح هر انسانی بعد از مرگش تا1001دون(روح) در جسمی دیگر حلول می­کند و بعد از آن جاودانه می­شود.در واقع اهل حق قائل به تناسخ محدود است که منجر به انکار مستقیم معاد نمی شود.

. امام رضا (ع) در جواب مأمون که سؤال از تناسخ کرده بود، فرمودند:

هر کس قائل به تناسخ شود به خدای بزرگ کفر ورزیده و بهشت و دوزخ را انکار نموده است».[2]

 

۳-اهل حق و فقه

الف:نماز و روزه

اهل حق نماز را قبول ندارند و بهانه­های مختلفی برای فرار از انجام این فریضه الهی دارند. البته برخی از خاندان­های آن­ها همچون مشعشعی در سال­های اخیر اعلام نموده­اند که نماز را قبول دارند و مدعی هستند که نماز هم  می­خوانند.

اهل حق برای فرار از نماز جایگزینی به نام نیاز انتخاب نموده­اند و معتقدند که نیاز می­تواند جایگزینی برای نماز باشد. نیاز، غذایی است که شب جمعه درجمخانه(مکانی که اهل حق به جای مسجد در آن عبادات خود را به جا می آورند) توزیع می­گردد.(به نقل از جزوه اهل حق)

اهل حق به جای یکماه سه روز روزه می گیرند.اهل حق دو نوع روزه دارند10-روزه قولطاسی2-روزه مرنوی

زمان روزه ها  هم به ماه شمسی در چله زمستان کردی قرار دارد.

 

۴-مقدسات اهل حق

الف:سبیل

یکی از مقدسات اهل حق، گذاشتن شارب بلند است موحد بشیری از مریدان اهل­حق می­گوید: برای هر فرد اهل حق واقعی، ضروری و واجب است که به احترام دستور، و برای شناسایی فرقه ازچیدن سبیل تحت هر عنوانی خودداری نمایند.[3]

 

ب:شیطان

عده ای مردم اهل حق شیطان را مقدس می شمارند و در مقابل کسانی که شیطان را لعن کنند موضعگیری میکنند اما عده ای دیگر شیطان را مانند شیعیان مطرود و رجیم می دانند و هیچگونه تقدسی برای آن قائل نیستند.

 

ج:سادات اهل حق

سادات اهل حق، سیّد هاشمی نیستند؛ بلکه از اولاد یکی از سران دودمان­ها می­باشند.[4]اما در برخی مناطق به اشتباه رهبران و بزرگان اهل حق را سید هاشمنی می انگارند.

 

۵-منطقه شناسی اهل حق

اهل حق در ایران

جمعیت اهل حق به صورت اجمالی در استانهای کرمانشاه،لرستان،آذربایجان شرقی و غربی،تهران،مازندران،زنجان و همدان گسترده شده است اما بیشترین جمعیت اهل حق در استان کرمانشاه می باشد.


[1] . عقاید استدلالی، ص219.

[2] . وسائل الشیعه، ج 28، ص 341، ح 34909؛ بحار الانوار، ج4، ص320.

[3] . شناخت رهروان عشق علی، ص 230.

[4] . خاکسار و اهل حق، ص 145.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:30  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

چرا اهل حق یارسان

چرا مي نويسم؟ ،  شايد بارها از خود پرسيده باشم . روزگاري كه مشق مي نوشتم ، مي نوشتم كه ‹‹خوش خط›› شوم. امروز چرا مي نويسم ؟، شايد براي خوش خط شدن (خط مشی زندگی) ديگران ........... اما از خود نپرسیده ام که چرا فقط در مورد اهل حق می نویسی و یا حداقل اینکه اکثر مطالبت در مورد اهل حق است.امروز دیگران این سوال را می کنند و من جواب می دهم:


بارها این سوال را پرسیده اند که چرا شما فقط در مورد اهل حق می نویسید و چند روز پیش هم این سوال دوباره تکرار شد.برخی مواقع باید جواب سوال را یکبار کامل و جامع داد تا کسانی که این سوال را در ذهن دارند و نمی پرسند و کسانی که بعدها می خواهند بپرسند بدان مراجعه کنند.

اما جواب:

هر چیزی که بدان پرداخته شد نشان از ارزش والای آن نیست چرا که برخی مواقع به خاطر بی ارزش بودن و یا کم ارزش بودن به مساله پرداخته می شود(مثلا نقد اهل حق) که مساله اهل حق از نوع دوم است. 

اهل حق به نظر جمعیتی یکی از فرقه های فعال و پرجمعیت در میان فرق مختلفه است به نحوی که در استانهای کرمانشاه،کردستان،مازندران،لرستان،تهران،آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و ....... از این جمعیت اهل حق یافت می شود البته در استانهای اردبیل و تهران و ... جمعیت آنها خیلی کم است اما مهم حضور آنهاست.

به توجه به حضور این فرقه(موسوم به اهل حق) در مناطق مختلف جغرافیایی کشور اهمیت مساله دوچندان می شود که باید به این معضل و به نقد ان پرداخت تا کسانی که راه را از چاه می خواهند پیدا کنند و گشت و گذاری هم به اینترنت دارند بتوانند به هدف خود دست یابند.

اما مساله دیگری در انگیزه نوشتن من در مورد اهل حق وجود دارد و آن اینکه اهل حق یکی از جمعیتهای فعال در اهل حق البته اهل حق های سنتی آنها دست به فعالیتی نزده اند و سعی می کنند سرشان در لاک خودشان باشد اما جمعیتهای از اهل حق فعالیت می کنند و در صدد جذب افراد هستند و در حال فعالیت گسترده...

لذا جمعیتی اینچنین که در استانهای مختلف وجود دارد و جمعیتی فعال از اهل حق که مشغول به فعالیتهای تبلیغی هستند این مساله را روشن می سازد که باید نوشت و باید تبیین کرد.....

جامعه مجازی ایرانیان را ببینید(cloob.com) چند کلوپ در مورد اهل حق می نویسند؟!!چه تعدادی وبلاگهائی در مورد اهل حق می نویسند چه تعداد سایتهائی در مورد اهل حق می نویسند؟پس باید نوشت و باید تببین کرد، و انگیزه ای که من هم برای نوشتن دارم همین مسائل است

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:22  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

ادامه خاندانهای اهل حق در ایران

اهل حق آتش بيگي يا همان مشعشعي ها: ۱۱۸۵۰۰ نفر به رهبری نظام الدین مشعشعی

اهل حق شاه ابراهيمي:۱۰۲۰۰۰ نفر به رهبری شاه امر الله ابراهیمی

اهل حق خاموشي: ۸۷۰۰ نفر به رهبری ...........؟

اهل حق عالي قلندري: ۷۵۹۰۰ نفر به رهبری ............؟

اهل حق يادگاري: ۶۵۱۰۰ نفر به رهبری نصر الدین حیدری

اهل حق شاه حياسي يا هياسي يا ايازي:۴۶۲۰۰ نفر به رهبری ..........؟

اهل حق ذوالنوري:۳۹۰۰۰ نفر به رهبری عطا الله ذوالنوری

اهل حق مصطفائي: ۳۰۰۰۰ نفر به رهبری ...............؟

اهل حق باويسي: ۷۲۰۰ نفر به رهبری .................؟

اهل حق بوالوفائي: ۳۰۰۰ نفر به رهبری ...............؟

اهل حق باباحيدري:۲۶۴۰۰ نفر به رهبری نصر الدین حیدری.

خاندانهای اهل حقی که اسم رهبر آنها برده نشده است در حال حاضر رهبری ندارد و اگر دارند اجماع بر سر آن وجود ندارد.

در ضمن جریان مکتب و یا همان گروهک تروریستی مکتب نور علی الهی هم اکنون به سرکردگی دکتر!بهرام الهی مشغول به فعالیت می باشد ولی این گروهک چون از نظر اهل حق جز خاندانهای اهل حق نمی باشند ما هم آنها در زمره آنها نشمردیم.

نکته دیگر اینکه این جمعیت ها بر اساس حداکثر تنظیم شده است و گرد آوردنده در نوشتن اعداد مبالغه نموده است. این نوشتار از کتاب آشنائی با فرقه اهل حق نوشته عبد الله خدابنده چاپ انتشارت امیرکبیر است.

مطلب بعدی اینکه همانطور که توجه نمودید بیشترین جمعیت اهل حق ایران مربوط به طایفه اهل حق مشعشعی یه همان آتش بیگی است که در بین مردمان اهل حق این طایفه رویکرد بهتری نسبت به عبادات دارند و ظاهرا نماز می خوانند و روزه ۳۰ روزه می گیرند و به شرع اسلام پایبند هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:18  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

خاندان هاي اهل حق به تفكيك محل سكونت

اهل حق آتش بيگي يا همان مشعشعي ها: استانهاي كرمانشاه همدان زنجان گيلان تهران لرستان

اهل حق شاه ابراهيمي: كرمانشاه٬تهران٬همدان٬زنجان٬لرستان آذربايجان

اهل حق خاموشي: كرمانشاه٬لرستان٬همدان

اهل حق عالي قلندري: لرستان٬كرمانشاه

اهل حق يادگاري: كرمانشاه٬لرستان٬همدان

اهل حق شاه حياسي يا هياسي يا ايازي: كرمانشاه٬لرستان٬تهران

اهل حق ذوالنوري: لرستان٬كرمانشاه

اهل حق مصطفائي: زنجان٬همدان

اهل حق باويسي: كرمانشاه

اهل حق بوالوفائي: لرستان٬كرمانشاه

اهل حق باباحيدري: كرمانشاه

در آينده اماري از تعداد مريدان و تعداد خانوارهاي اين خاندانها به همراه نام سرسلسله آنها در اختيار دوستان قرار خواهم داد منتظر باشيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 9:16  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

خداي اين قوم کيست؟!!

در عصر ما که پايه کفرتوحيدي در هم ريخته شده ومنکران خداي تعالي نيز به اين نتيجه رسيده اند پيشرفت علم مراکز علمي را به اين حقيقت بارور کرده که باورشان شود هستي را آفريدگاري است.بحث وجدل پيرامون چنين موضوعي که حتي منکران هم پذيرفته اند«زيره به کرمان»بردن است ولي در زماني که توحيد تمام تاريک خانه هاي لاخدائي رابه نورخود روشن نموده به بليه خيالي بسيار خطر ناک مبتلا شده ايم که درگوشه وکنار دنياي خاکي هنوز مردماني ديده مي شوند که با استدلالهاي کهنه شده مانند «حلول»ونظاير آن خويش را خدا يا مظهر خدا مي شناسانند .در طايفه جيحون آبادي خدا حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام بوده است وآنجا هم که خداي متعال برايش مطرح مي شودمي گويد:«اگرهم خدائي باشد خداي علي است به من چکار».(آثارالحق ج1ص48گفتار137)


بگفتا علي اول و آخر است             خداوند در ظاهروباطن است 


جز حيدر نباشد به من کس خدا        که ديدم همه اوست دردوسرا


اين تفکر در گفتارهاي نور علي الهي نيز فراوان به چشم مي خورد مثلا مي گويد«نورعلي خدايه برزه مل»(برهان الحق ص638) ومهمتر اينکه در باره «نعمت خدايه»و«نورعلي خدايه»امروزهم که مي گويند «بهرام خدايه».


البته اين خيالات براي اتباع جيحون آبادي که نعمت الله ونورعلي وبهرام الهي را خدا مي دانند .سران همين قوم فراهم آورده اند،وقتي نورعلي الهي انتشار مي دهد «زندگي من و مولا کاملا شبيه به هم است»(آثارالحق ج1ص651گفتار1959)يا مي گويد «من تمام رويه مولا را دارم »( آثارالحق ج 1ص255گفتار866)


ومهمتر اين که بطور صريح اعتراف به مظهر الهي خودش نموده ومي گويد:«تمام مظهر الله ها از لحاظ کميت با هم فرقي ندارند اما از لحاظ کيفيت علي وسلطان حالت و کيفيت ديگري دارند زندگي خودم تطبيق مي کند با زندگاني علي وهيچ فرقي ندارند»(آثارالحق ج1ص674گفتار2010)يعني من هم از لحاظ کميت با علي سلام الله عليه فرقي ندارم ومظهر الله هستم پس همان طور که مي گويد به اعتبار مظهر الهي خدا درعلي عليه السلام جلوه کرده اينجا هم چون نورعلي با علي سلام الله عليه تطبيق مي کند خدا در او هم جلوه کرده است.وبهمين جهت مي باشد که در جم خانه مي گويند«نورعلي خدايه برزه مل»


اين همه دوپهلوگفتن ها واين همه پس بروها وپيش بياها به خاطراثبات خدائي«نعمت الله»و«نورعلي»و«بهرام»صورت گرفته ولي باز مي بينيم که نور علي الهي خدائي خودش رافراموش کرده ومي گويد:«مي بينم ماموري که از آشنايان بود پيغامي ازطرف خدا برايم آورده است»(آثارالحق ج1ص668گفتار1990)در صورتي که اگر مظهر الله به اعتبار استدلال نورعلي محل ظهور و بروزذات خدا باشد نيازي به پيغام آور نيست. ياد شعري از عطار افتادم:


منم الله خود در خود بديدم          کلام خود بگفتم خود شنيدم


آخر نفهميدم دراين مسلک خود ساخته چه کسي خداست!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:35  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

ظلمانيت در مسير نورانيت

 

در اين يک هفته اي که نبودم به يکي از شهرها سفر کرده بودم که در آنجا ديداري با يکي از دوستانم که دانشجو بود داشتم او که سابقه مطالعاتي من را مي دانست سوالاتي در مورد نو معنويت گراهها که در دانشگاه اين شهر شروع به فعاليت کرده اند پرسيدکه آنان گروه تشکيل داده اند وکتابهايي بين گروههاي تشکيل شده توضيح کرده اند واز آنها خواسته اند که مطالب اين کتابها را حفظ کنند وبعد از آنان يک آزمون گرفته ميشود که درصورت قبولي به طور تخصصي با آنان در مورد اين مکتب کار مي شود وساپورت مالي خوبي هم از آنان مي شود.


از دوستم خواستم آن کتابهايي راکه از آنان گرفته است را به من نشان بدهد وقتي که او کتابها راآورد با کمال تعجب ديدم تماما کتابهاي جيهون آبادي (نورعلي الهي) ودکتر بهرام الهي است آثارالحق،برهان الحق،شاهنامه حقيقت، معرفت الروح و...


تازه متوجه شدم که اين فرقه نورعلي الهي تا کجا پيش رفته ومکتبي ها امروزه بارنگ و شکلي جديد تروبا اسمهاي ديگر شروع به کار در دانشگاهها کرده اند وبا افکار وحرفهاي اوليه،جوانان عزيز را از قيدو بندهاي ديني خارج کرده اندو...


بعد از اين که از دوستم در مورد چگونگي جذب و نيروگيري اين گروه در دانشگاه سوالاتي پرسيدم واو به تمام سولاتم پاسخ گفت تازه متوجه شدم که چه پولهايي دارند خرج مي کنند تا يک نيرو را جذب کنند.بعد شروع به بحث وبررسي عقلي محتويات ذهني او نمودم وبه او مطالبي را يادآوري کردم؛از جمله اين که تمام مراجع کتابهاي اين گروه را کتاب ضاله دانسته اند ونيز مطالبي را از کتاب آثار الحق و برهان الحق با استدلال به او نشان دادم که اين مطالب با هيچ عقل سليمي قابل هضم نيست وتماما ساختگي وکذب محض است .واز چگونگي شکل گيري اين مسلک خود ساخته ورهبران آن خصوصا رهبر فعلي آن که پشت پرده تمام اين جريانها وبرنامه ها مي باشد يعني دکتر بهرام الهي مطالبي را گفتم که با کمک الهي توانستم اورا از اين شياطين انسان نما جدا کنم وحدود ساعت 3شب بود که که تمام کتابهايش رادر حيات خانه برد وبه آتش کشيد.


بحول الهي علي رغم فرصت زماني کمي که براي وبلاگ نويسي دارم اما تمام تلاشم را مي کنم تا پرده نيرنگ و فريب را از اين مسلک خود ساخته بردارم ودر حد توانم پاسخگوي عزيزان باشم.


بزودي شروع به نقد کتابهاي اين مسلک خواهم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:34  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق2

مثل اينکه پست قبلي به مذاق خيلي از عزيزان اهل حق خوش نيامده و مجبورم توضيحي در اين خصوص داشته باشم.


روزه و بحث آن نيز همچون نماز از مسائل ومشکلات اين فرقه است که افراد را دچار تناقض گويي نموده است زيرا در مورد روزه يک اعتقاد و نظر منسجم و وحدت رويه ندارند .اهل حق عنواني به نام روزه دارند و بسياري از افراد آن همچون بقيه مسلمانان نيزاهل روزه هستند اما بخش اعظم آن که اکثريت نسبي فرقه را تشکيل داده اند يا روزه نمي گيرند و يا اکتفا به گرفتن سه روز روزه مي نمايند و در آن هم احکام روزه ماه مبارک رمضان رعايت نمي شود و صرفا يک عرف مرسوم در بين اين افراد است.بنابراين بحثي در مورد آن دسته افرادي که مانند بقيه مسلمانان پايبند به روزه ماه مبارک رمضان هستند ندارم و مي پردازم به سه روز روزه افرادي از اين فرقه که جمعيت بيشتري را تشکيل مي دهند.در مورد اين سه روز نيز اختلافاتي وجود دارد و در برخي مناطق آداب متفاوتي وجود دارد.


اميدوارم بحث کاملي از روزه در آيين اهل حق را در اين ماه عزيز خدمت دوستان ارائه دهم که اهل حق هاي عزيز هم با آداب ديگر خاندانهاي خود بيشتر آشنا شوند و بي مطالعه ديگران را بي سواد خطاب قرار ندهند.


يا علي مددي


ادامه دارد......


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق1

اهل حق به جاي يک ماه سه روز روزه مي گيرند. قابض يکي از رهبران اهل حق مي گويد ياران روزه نيست.....هرکس روزه بگيرد سرگردان است و آخرلامر صيد گرگ بيابان مي شود(مجوعه رسائل و اشعار اهل حق ص112)


کاکه رحمن مي گويد:


هر کس ياره نگيرد روزه


سه روزه گير آن نه آتش سوزه


ياران نزانان يک ماه سه روزه


يعني:هر کسي که اهل حق است روزه(رمضان) نمي گيرد اگر سه روز روزه بگيرد با آتش نمي سوزد.کساني که اهل حق نيستند خبر ندارند که يک ماه سه روز است.


اما اقسام روزه در آيين اهل حق


1-روزه مرنوي


2-روزه قولطاسي


هر دو قسم روزه در تعداد روزهائي که بايد روزه بگيرند مشترکند و با هم فرقي ندارند. اما در ميان طوايف اختلاف است که کدام يک از اين دو روزه واجب هستند؟برخي از مردم اهل حق منطقه لرستان و جمعيت اهل حق منطقه کرمانشاه قائل به وجوب روزه مرنوي هستند وبرخي ديگر مانند اهل حق هاي ترک زبان قائل به وجوب روزه قولطاسي هستند.


ادامه دارد......  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق5

روزة قَوَالْطاس


براساس نقل بعضي از افراد اهل حق، قول به معني اقرار و شرط و طاس به معني کولاب برف آمده است براساس نقل همين فرد، نحوه به وجود آمدن اين روزه و مناسبت آن چنين بوده است که:


«هفت يار «قوالطاس» پس از مراجعت از حضور شاه ابراهيم (يکي از مرشدان و سرسلسله‌هاي اهل حق) در بغداد و در مسير راه در گردنه سلماس آذربايجان در وسط چله زمستان فارسي سه شبانه‌روز زير کولاب برف مي‌مانند و پس از پايان سه روز زنده بيرون مي‌آيند آن را جشن مي‌گيرند و آن را «قوالطاس» نام مي‌گذارند».


و مي‌گويد: «آنچه که در تاريخ و سنديت دفتر سرانجام مشهور است اين است که روزه مرّنو ابراهيم و هفت يارش به نام سلطان ترکستان است».


 يکي ديگر از افراد اهل حق فلسفه وجودي و نحوه به وجود آمدن روزه قوالطاس را به نحو ديگري نقل مي‌کند و مي‌گويد هفت نفر نسبت به شاه عالم (سلطان اسحاق) به شک و ترديد افتادند بدين خاطر دستور داد سلطان به باد و برف بر آنها ببارد تا نابود شدند، بعداً با درخواست هفتنان دوباره آن را زنده کرد ولي گفت جريمه شما هفت نفر خلافکار يک ماه روزه است، که با اصرار و شفاعت هفتنان روزه آنها به سه روز تقليل يافت و بدين مناسبت سه روز روزه، پيوست روزه مرّنو کردند.


ادامه دارد.....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق4

يکي از افراد اهل حق ضمن حکايت محاصره و پيروزي، زمان و مدت روزه مرنو را چنين سروده است:


 


ز پس آن غلامان رخشنده جام                           نهادند آن روز را عيد نام


شدي رسم بر يارسان ز آن مقام                        از آن عهد تا روز حشر و قيام


به فصل زمستان به آن اربعين                           به ماه سفيدي ده و دو چنين


که هر ساله ز آن وقت در آن ايام                       سه روز و سه شب روزه گيرند تمام


هر آنکس نگيرد سه روز از شمار                        نگردد دگر در دو سر رستگار


ز پس آن غلامان روشن ضمير                             بگفتند اي پادشا کبير


که چون جمله مخلوق نفسانيند                          گرفتار بر دام اين فانيند


ندارند طاقت سه روز و سه شب                         بگيرند روزه به رنج و تعب


اميد آن چنانست بر ذات رب                                سه روز دگر روزه بر جاي شب


بگيرند ياران چنان زآن ايام                                   که شش روز باشد به قانون تمام


به هر شب يکي خدمتي پايدار                            کنند سبز از عشق ياران غار


ز پس شاه اين عهد و اين رسم و راه                   قبول کرد آن شرطها از بقا


بفرموده سلطان به آن هفتنان                             که کردار اين روزه يارسان


بدادم به ياران مرّ نو نشين                                  که گيرند شش روزه ياران چنين


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق3

روزه مَرّنو


«مَرْ» يک کلمه کردي، لکي و لري است و به معني «غار» مي‌باشد و «مرنو» اسم يک غار واقع در کوه «شِنْدر» مرز ايران و عراق در استان کرمانشاه است.


وجه تسميه يا جهت نام گذاري آن ـ برخي افراد اهل حق بدون ارائه سند و مدرکي نقل مي‌کنند که سلطان صحاک و يارانش سه شبانه روز در غار مذکور در محاصره دشمنانش بدون غذا و آب بودنند و پس از آن فاتح و پيروز شدند و آن را روزه مرنو نام نهادند فعلاً در بين اين فرقه سه روز روزه به نيت «روزه مرنو» مشهور است.


وقت اين روزه از دوازدهم «چله بزرگ» تا چهاردهم (دي‌ماه) که روز پانزدهم عيد «سلطان» و يا عيد «ياري» مي‌باشد.


مي‌گويند: «از ساعت سه نصف شب تا شش غروب بايد امساک کرد».


مقررات آن اين است که در اين سه شب نزديکي با زنان نيز ممنوع است و در اين سه روز بايد هر نفر ده سير اطعام را به عنوان نذر بدهد.بعضي در اشعارشان گفته‌اند:


        هرکس داخل درين طريقت شد                        قرض او روزة حقيقــت شــد


        روزة تو بــود سه روز تـــمام                         ده بياران درين سه روزه طعام


اين سه روز روزه،حالا به هر نيتي که باشد کم و بيش بين افراد فرقه رواج دارد و بر اساس نقل بعضي افراد اهل حق،اين نوع روزه مرنو عمدتاً بين اهل حق هاي استان کرمانشاه رواج دارد اما يکي ديگر از افراد اهل حق ضمن حکايت محاصره سلطان اسحاق با يارانش نقل مي کندکه سلطان اسحاق اول سه روز و سه شب را روزه اعلام کرد ولي ياران گفتند اين خيلي سخت است و با درخواست آنها سه شب را تبديل به سه روز نمود که جمعاً شش روز،روزه شد.


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:28  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق7

نيت و دعاي روزه نزد اهل حق


در بعضي از نوشته هاي اهل حق در مورد نيت روزه آمده است:


نيت روزه مرنوي:روزه مي گيرم روزه پادشاهي،از لوح تا قلم،از گاو تا ماهي،به شرط اقرار بناي پشتان،بناي دعوت پادشاهي به حکم عزيز خاوندگار.(مجموعه رسائل و اشعار اهل حق ص198)


نيت روزه قولطاس:سه روز روزه مي گيرم به عشق ياران قولطاس،از ما گرفتن از حق قبول کردن،اول يار آخر يار،اول آخر عزيز شاه خاوندگار.( مجموعه رسائل و اشعار اهل حق ص115)


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:47  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق6

در يکي از نوشته‌هاي منسوب به اين فرقه که توسط يکي از محققان خارجي تدوين يافته داستان به وجود آمدن روزه «قوالطاس» را به طور مفصل نقل کرده که تقريباً با نقل قول شاهنامه حقيقت تناسب دارد که به هر حال اين نوع روزه نيز توسط سلطان اسحاق وضع گرديده است و مأخذ و منشاء آن هم جريمه نمودن برخي افراد خلافکار و خاطي بوده است.


در شاهنامه حقيقت ص197-198جيحون آبادي چنين سروده است:


زپس هفت کسان مستعد زان نبرد                   طلب کرده زانسان آن ذات فرد


که سلطان غزبناک شد ز آن هدف                    بفرمود تا آمد آن باد و برف


سه روز و سه شب برف آمد به بار                   فنا گشته جمله به طوف قهار


که تا شه ببخشد گناهانشان                           دوباره کند حي پس آن جانشان


ز پس آن هفتنان از ره التجا                             پناه برد بر حق (سلطان) بخواندند دعا


بگفتند اي خالق ماه و شيد (سلطان)               به درگاه تو هست ما را اميد


کُني آن قول طاسيان را معاف                          اگرچه نموده ز ارکان خلاف


دوباره کني زندشان در جهان                             بيايند آزاده در آشيان


بنابر دعاي همان، هفتان                                 گذشت کرد شه جرم آن هفت کسان


در آن عهد آن روزه يارسان                                سه روزش سپردند بر آن کسان


به اين رسم و ارکان شدي برقرار                       بگيرند شش روز روزه شمار


سه روز بهر ياران مرّ نو نشين                            همه يارسان از کهين و مهين


زچله ده و دو به ماه هلال                                  به فصل زمستان به هر دور سال


سه روز ديگر روزه پيوست آن                             بگيرند بهر قول طاسيان


ده و پنج از ماه در بطن چل                                 بگيرند آن روزه را متصل


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:47  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق8

بدعتهايي ديگر از نورعلي الهي


«حتي در زمان حضرت رسول(ص)آن سه روز ايام غار ثور را ارتباط مي دهند به اين موضوع.در زمان ائمه هم با ياران خاص الخاص همان طورکه اسرار گفته مي شد اين هم گفته مي شد واين سه روز روزه بجا آورده مي شد تا مي رسد به زمان سلطان اسحاق که موسس رشته اهل حق است»


«اين سه روز روزه از اول آدم بوده ودر هر دوره اي به نحوي ......روزه ايام البيض برابر سي روز است»


«فعلا آن سه شبانه روز در شش روز گرفته مي شود.سه روزمرنوي واجب است وسه روزبعدي مستحب است.روزه مستحبي را بعضي نمي گيرند و آن را روزه قول طاسي مي نامند»


«ماه رمضان کاري به فصل ندارد و دستور صريح قران است....در واقع آن ايام البيض حقيقي همين سه روزه مرنوي است که حضرت سلطان با فصل تطبيقش داده و فرموده:بياييم اين روزه معهود هميشگي مان را بگيريم»(آثارالحق ج2ص331-328)


نورعلي الهي که معمولا سعي مي کند براي بدعتهاي اهل حقها،جواز شرعي درست کند سه روزغار مرنوي را تطبيق بر ايام البيض مي کندحال انکه روزه اين سه روز اختياري است نه واجب و همچنين سه روزي که پيامبر(ص)درغار ثور بودند ارتباط به سه روزغارمرنوي سلطان اسحاق مي دهد. زيرا پيامبر(ص)در سال اول هجرت به غار ثور رفتند ولي سلطان اسحاق در قرن هفتم هجري زندگي مي کرده است.و هيچ مسلماني نشنيده که پيامبر(ص)به کسي بگويد،اين سه روز را روزه بگيرد.


البته نورعلي الهي اين ايام البيض سلطان اسحاق را ايام البيض مخصوصي مي داند که سلطان اسحاق خواسته هميشه اين سه روز را روزه بگيرند که اين نوعي بدعت در دين است.


قابل ذکر است که خاندان آتش بگي اين روزه را به جا نياورده،ولي طبخ برنج و خروس و اطعام را بجا مي آورند.


ادامه دارد......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:46  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق9

نظرعلي جناب يکي از رهبران اهل حق در شعر خود، دوازده وظيفه براي مراسم روزه مرنوي لازم مي‌داند که برخي از آنها را مي‌آوريم.


1- روزه حقيقت (سه روز)


2- پاکي تن و لباس


3- غسل روزه


4- اطعام طعام به اهل حق‌ها (ده نفر)


 5- قرباني کردن گوسفند و در صورت امکان و الا خروس همراه با برنج.


6-ده سير برنج در ازاي هر فرد از خانواده به فقير بايد داد.


7- کلوچه رزبار درست کردن (با آرد و گوشت و مرغ).


8- خدمت به ميراسکندر.


9-خدمت به اسفنديار خادم.


در اينجا عين اشعار نظرعلي جناب را مي‌آورم:


هر که داخل در اين طريقت شد                فرض روزه حقيقت شد


گرچه تطهير باطن است                        نخست هم به ظاهر آب بايد شست


روزه بود سه روز تمام                           طعام از اناث و ذکور و خرد و کبير


ده بياران در اين سه روز                        نهمين کلوچه رزبار آنکه رانده


دهم از بارمايه اين کلوچه آرد                 بود فرض به هر تني ده سير


هر چه اين خوان نکوتر بهتر                   گوسفند و خروس فربه‌تر


نذرها و زمان آن


ايام روزه ايامي است که هيجده روز (به قولي يازده روز) از اول زمستان گذشته باشد گوسفند يا قوچ بايد يک رنگ و بي‌عيب و نر باشد و خروس اگر پرهايش چند رنگ باشد عيب ندارد.


مغز بادام و پولي نيز نياز کنند، پولي که با نياز منضم کنند به سيد خاندان تقديم مي‌گردد و سر نياز ناميده مي‌شود.


جشن ياران همه سال در اول فصل زمستان (دهه دوم) شروع مي‌شود و جشن شاه خوشين دوازده شب است.


ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:45  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

اهل حق در چنگال بهائيت

                               هشدار به اهل حق

مدتيست چند تن از بستگان و دوستان اينجانب که در صحنه و گره بان ساکن هستند خبرهاي تاسف آوري از فعاليت بهائيان در مناطق اهل حق نشين به اين جانب داده اند.


بهائيان ازسادگي و اعتقادات اهل حق سوء استفاده کرده و به شدت به تبليغ بهاييت پرداخته اند.


آنان ازمظهريت(يکي از عقائد اهل حق)استفاده کرده وشروع به تبليغ بهاييت کرده اند

بدين شکل که باب را مظهرظهوربنيامين دانسته واسم اوسيد علي محمد فرزند آقا

سيد محمد رضا تاجر معروف شيرازي بوده و بعد از اظهار امر به نامهاي باب،نقطه

اولي،رب اعلي و حضرت اعلي معروف شده و با توجه به بشارات و مواعيد مندرجه در

دفاترو کلامهاي اهل حق مي باشد  ظهور بنيامين که مورد انتظار جامعه اهل حق

است را همان ظهورباب دانسته که به کرات در دفتروکلام اشاره به اين نام شده و از

کلمه قايي که ترجمه باب و نقطه که اشاره به نقطه اولي است نيز نام برده شده.

 


در دفاتر اهل حق بطور کلي اسم مبارک حسين زياد ذکر شده که بهائيان با مختصر توجيهي آن را اينگونه به نفع خود مصادره کرده اند که منظورمظهرظهور کلي الهي است که در دون آخري و در جامه بشري بنام حسين ظاهر خواهد شد و با شواهدي معلوم مي گردد صاحب اين نام همان بهاءالله است که نامش ميرزا حسينعلي بوده است.


البته طبق برداشتهايي که از دفاتر و کلامهاي اهل حق شده منظور تمامي مظهريات و تجليات در دالاهورا نيزبه باب رسانده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:44  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

روزه در آيين اهل حق10

 

نظریه ما

آنچه مشهود است، آن است که اين سه روز روزه در بين فرقه اهل حق مرسوم و مشهور است اگرچه بسياري عملا پايبند به آن نيستند و تنها در مقامي که با بقيه مسلمانان مواجه مي‌شوند و در جواب اين سؤال که چرا اهل روزه نيستند؟ جواب مي‌دهند: ما فقط سه روز روزه مي‌گيريم، بيشتر اين سه روز روزه به خاطر اينکه در مقابل بقيه مسلمان‌ها بي‌جواب نباشند اعلام پايبندي مي‌نمايند والا پايبند عملي و عميق به آن مشاهده نشده است اگرچه ممکن است بيشتر به زکات سرانه پيوست آن، پايبند باشند بنابراين در بين فرقه سه روز روزه مشهور و مرسوم بوده و بحثي در وجود چنين چيزي نيست.

منشأ جعل روزه

همان‌گونه که در بين فرقه مشهور است و برخي نوشته‌هاي منسوب به آنها حکايت دارد بر فرض صحت نقل قول‌ها (زيرا دليلي بر صحت اين نقل قول‌ها وجود ندارد). اين سه روز روزه به نيت مرّ نو باشد و يا به نيت قوالطاس و يا جمعاً شش روز باشد و يا کمتر، منشأ آن شکرگزاري به خاطر نجات سلطان سهاک و يا عفو برخي افراد اين فرقه از گرفتاري (رفع گرفتاري از چنگ دشمن يا برف) بوده است و چنين شکرگزاري براي رفع گرفتاري و يا مشمول عفو شدن و برخورداري از نعمت و سلامت، ممکن است به صورت گرفتن روزه مستحبي آن هم با رعايت احکام روزه در اسلام مثل رعايت اذان صبح و غروب، طهارت، امساک و نيت و براي آن اشخاص مشمول عفو واجب عمل کنند آن هم بر تمام اشخاص در تمام اعصار و بدون رعايت احکام روزه در اسلام، هيچ منشأ شرعي وحياني نداشته بلکه از مصاديق بارز و روشن بدعت‌گذاري است و دلايل ذيل چنين عبادت واجبي را مردود مي‌شمارد.

درسراسر قرآن کريم که نگاه کنيم اشاره اي به چنين عبادت واجبي نشده و تا کنون نيز هيچ مفسري از مفسران جهان اسلام و از مذاهب مختلف،چنين عمل واجب با آن وقت معين و آن شرايط بخصوص را نفهميده اند بلکه آيات قرآن کريم وجوب روزه،ايام معدود آن،و عذرهاي ترک آن و کفاره ترک و ماهي که سراسر آن بايد روزه گرفت را تعيين فرموده است.

«يا ايهاالذين آمنوا کتب عليکم الصيام کما کتب علي الذين من قبلکم لعلکم تتقون»(سوره بقره آيه183)

حال اين فرقه هم اگر پايبند به احکام قرآن کريم هستند(کما اينکه برخي از آنها روزه ماه رمضان را مي گيرند و هيچ تقيد و تعهدي هم به سه روز روزه ندارند)يک آيه را مبني بر تاييد سه روز روزه بياورند؟ و يا به ما بگويند کدام مفسر معتبر منکر سي روز روزه ماه مبارک رمضان بوده و يا سه روز روزه را تاييد نموده است؟


ياعلي مددي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:44  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

در مدح حضرت علی (ع)

 

آنجا که نبود هیچ دادرس مرا      یا مرتضی علی(ع) تو به داد رس مرا

 

یـا عـلی مــــدد

دست دعا سوی علی کن دراز  زو بطلب هرچه که داری نیاز

اوست پناهنده و هم چاره ساز   اوست چو محمود و تویی چون ایاز

فاش بگو دست خدا دست اوست       هستی هر صاحب هستی از اوست

مغز،علی،غیر علی جمله پوست        هرچه که بینی همه در شست اوست

اسـم عـلـی اسـم الـهی بـود                           مَسـند او مَسـند شـاهـی بـود

کی بجز او کهف و پناهی بود                            مـنکر او اهـل تـبـاهـی بـود

     کیست علی قبله اهل سلوک               کیست علی ماحی شرک وشکوک  

کیست علی مالک کل ملوک               ز اَمر علی شمس بیاید دُلوک

قبله ما روی دلارای اوست           کعبه ما مسکن و مأوای اوست

مقصد ما دیدن سیمای اوست         سجده گه ما قدم و پای اوست

عارف و سالک نشناسد جز او             جز به جنابش نکند هیچ رو

جز گـل رویــــش نکـند هیچ بو     روز وشبش نیست جزآن روی وموی

تو مطلب یار به غیر از علی                   تو مطلب جار به غیر از علی

هست طلب عار ز غیر از علی                     نیست مددکار به غیر از علی

کیست علی آدم و شیث و خلیل                        کیست علی نوح و کلیم جلیل

کیست علی ذات خدا را وکیل                           کیست علی گمشدگان را دلیل

کیست علی مرشد روح الامین                      کیست علی حامل عرش برین

کیست علی آنکه لَدَینا مَکین                      کیست علی آنکه امام مبین

کیست علی آنکه ندارد مثل                کیست علی آنکه ندارد بدل

کیست علی کاسِر لات و هبل       کیست علی مطلب جمله مِلل

کیست علی فاتحة کانئات    کیست علی خاتمة ممکنات

کیست علی جامع کل صفات   کیست علی خالق کل مَمات

غیر علی باطن و ظاهر مبین        غیر علی اوّل و آخِر مبین

غیر علی حاکم و قاهر مبین          غیرعلی حاضر و ناظر مبین

غیر علی مُظهر یوم النشور          کیست علی مُخرج ما فی القبور

کیست علی نور ده ماه و هور         کیست علی آنکه از او نار و نور

غیر علی کیست به هرجا پدید                    غیر علی کیست بیاید به دید

غیر علی کیست دهد او نوید                        غیر علی کیست که آرد وَعید

کیست علی منجی آدم ز غم                             کیست علی ناجی نوح از الم

کیست علی صاحب سرً قِدم                         کیست علی صاحب لوح و قلم

غیر علی در همه عالم مبین                       غیر علی آدم و خاتم مبین

غیر علی کاشف هر غم مبین               غیر علی همدم و محرم مبین

غیر علی قبله «حجت» مباد            غیر علی کعبه «حجت» مباد

غیر علی معبد «حجت» مباد       غیر علی مقصد «حجت» مباد

سجده گهش جای دو پای      علی تاج سرش فر همای علی

می نزید جز ز برای علی      جان روانش به فدای علی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:0  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

فاطمه فاطمه است

 

خواستم از "بوسوئه" تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان کرده اند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بکار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پيکره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر کرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و کوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يک کلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند که:

فاطمه، فاطمه است

"مريم مادر عيسى است".
و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه همسر على است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:37  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

هشدار به سردمداران مکتب ضاله نورعلي

از اين پس بر آنم تا ماهيت افراد و ليدرهاي جريان مکتب را با مستندات در وبلاگ قرار داده تا همه به ماهيت و فعاليت دروني اين گروهک خطرناک انحرافي پي ببرند همچنين از فعاليتهاي اقتصادي و آنچه در انتشارات جيحون مي گذرد و از ديد همه مخفي مانده است مفصلا مطالبي خواهم نوشت. از نخبه زعيم هايي(کرمعلي ، شهرام ، سهيل) که در هشتگرد آزادانه دست به هر فعاليتي مي زنند. از افرادي که وابسته به اين جريان هستند و در پست هاي حساس حکومتي رخنه کرده اند، از مکانهايي که به نامهاي ديگر ثبت مي کنند و آنها را محلي براي تشکيل کلاسهاي انحرافي خود قرار داده اند.و و و

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:32  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

افشا گري تکان دهنده يک اهل حق

اختلاف بين سيد و درويش از آنجا شروع مى شود که يکى از رهبران اهل حق به نام نور على الهى که از خاندان شاه حياس (اياز) مى باشد خود را شخصى اصلاح طلب معرفى کرده و به اعمال نظر پرداخته و آن چنان دست به توجيه و تفسير زده است که نظراتش با هيچ يک از کتاب هاى اهل حق تطابق ندارد. او در واقع بين دو راهى گير کرده، از يک طرف مى خواهد خود را شيعه و عارف قلمداد کند و از طرف ديگر ميل دارد خود را معتقد به فرقه اهل حق معرفى نمايد، اما چون مى بيند کتاب هاى اين فرقه با عقايد شيعه سازش ندارد در صدد توجيه بر آمده و در استدلالات خود شب را روز و روز را شب مى نماياند.

وى ادعا مى کند آنچه در کتاب هاى اين فرقه نوشته شده به علت بى سوادى نويسندگان اهل حق، مکتوب نبودن و به طور سينه به سينه نقل شدن تحريف شده است. لذا مطالب آنها با روح اين مسلک تطابق ندارد.



ايشان بيش از اينکه بخواهد به تطهير کتاب هاى اين فرقه بپردازد، به تطهير پدرش پرداخته و سخنان او را توجيه کرده است. مثلا مى گويد: اگر کسى اشکال کند چرا پدر شما در شاهنامه حقيقت منصور حلاج را که در قرن چهارم مى زيسته با شمس تبريزى و مولوى که در قرن هفتم مى زيسته اند هم عصر دانسته؟ جواب مى دهد: ايشان به خاطر اينکه سخنانش با کتاب هاى اين فرقه اختلاف پيدا نکند، طبق آثار گذشتگان اين فرقه چنين گفته والا خود با آن موافق نبوده است.


نور على الهى با اين گونه توجيهات مى خواهد اهل حق را مخالف تناسخ، حلول و... معرفى نمايد و بگويد ما شيعه اى هستيم همانند ساير شيعيان. حتى ادعا مى کند نماز و روزه را نيز قبول داريم با اين حال جمعخانه و نذر نياز را نيز دنبال مى کنيم. ولى ايشان فراموش کرده اند که: مراسم جمع خانه ونذر و نياز بر اساس همين افکار تناسخ و حلول و... استوار است و اگر بنا باشد پايه و ستون را منهدم کند سقف نيز فرو مى ريزد. به همين علت اکثر اهل حق با وى به مخالفت برخاسته اند. تا جايى که شصت نفر از سيدها و صاحب نظران اهل حق در تاريخ 17/2/68 در نامه اى 23 صفحه اى خطاب به مقام معظم رهبرى جمهورى اسلامى ايران و ملت ارجمند ايران، کتابهاى نور على الهى و پدرش را کتب ضاله و مکتب او را مکتبى ابداعى و دينى الحادى ناميده اندو از اعترافات شخصى به نام سياوش نخبه زعيم که قبلا از افراد رده بالاى مکتب نور على بوده و اکنون به مخالفين او پيوسته سود جسته اند(شايد روزي اعترافات تکان دهنده اقاي نخبه را بازگو کنم)


در اين اطلاعيه سياوش نخبه زعيم از جادوگرى و کارهاى زشت منافى عفت خود و نور على الهى و شيخ جانى خواهر نور على الهى پرده برداشته و حتى نام زنان و مردانى که با آنان عمل جنسى انجام گرفته، بعضى به صراحت و بعضى به صورت حرف اول نام و شهرت آنان مشخص کرده است. در کل اين اطلاعيه بسيار زننده و تکان دهنده است


در پاسخ به اطلاعيه مزبور سيد علاء الدين حسينى به نمايندگى از طرفداران نور على الهى که خود را اهل حق هاى مسلمان معرفى مى کنند در تاريخ 17/4/68 اطلاعيه اى 15 صفحه اى خطاب به مقام معظم رهبرى منتشر کردند و در آن اعلام نمودند 60 نفرى که اطلاعيه اى آنچنانى منتشر کرده بودند از پيروان و دوستان شيطان هستند. و مطالبى را از کتاب هاى آنان عنوان کرده اند مبنى بر اينکه آنان مسلمان نيستند، دين خود را دين مستقل مى دانند، نماز و روزه، و حج و کعبه را قبول ندارند معاد را قبول ندارند، تناسخى هستند و شيطان را مقدس مى شمارند. فقاتلوا اولياء الشيطان ان کيد الشيطان کان ضعيفا و با عنوان کردن اين آيه حکومت را تحريک و تشويق به جنگيدن با آنان نموده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:50  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

بيو گرافي مکتب نور علي الهي

ابتدا سير تکامل!رهبران اين خاندان از فرقه اهل حق!: 


موسس و مبدع اين خاندان فتح الله جيحون آبادي و نور علي الهي ملقب به استاد الهي مي باشد.


نور علي الهي (استاد الهي) در سال 1353 شمسى در سن 79 سالگى در تهران مرد و در شهر هشتگرد مدفون گرديد. خواهر نور علي الهي به خلافت!رسيد و عهده دار مقام! نور علي الهي گرديد.او را شيخ جاني مي خواندند.او پير زن نابينائي بود که حتي جلوي صورت خود را هم نمي ديد بعدا عده اي جاهل او را به عنوان ديده دار انتخاب کردند که مثلا دست آنها را بگيرد و به مراحل تکامل برساند!!


اما آنچه در اين دوران يعني دوران رياست اين پيرزن نابينا رخ داد نشان داد که دستهاي از پشت پرده اين فرد را هدايت مي کنند و در واقع افرادي هستند که در پشت پرده رهبري اين خاندان را بر عهده دارند.نتيجه تحقيقات من بدين جا رسيد که بهرام الهي بعد از پدر (نور علي الهي) براي اينکه بتواند کارهاي خود را به راحتي ادامه دهد اسم خواهر نور علي الهي را يعني عمه خودش را به عنوان رهبر اعلام کرده و در پشت صحنه خود اين جريان را هدايت مي کرد.


اما چه چيزي باعث شد که من برايم سوال ايجاد شود/که افرادي در پشت پرده اين پيرزن را هدايت کرده اند؟


قضيه از اين قرار بود که من وقتي با يک هشتگردي صحبت مي کردم ايشان به من گفت که در زمان رهبري و ديده داري اين پيرزن درگيري هاي خونيني روي داد که همه اينها طرح ريزي شده از سوي همين فرد (شيخ جاني) بود.اما بعدا به فکر فرو رفتم که اين پيرزن که به گفته شاهدان عيني حتي يک کلمه هم به زور صحبت ميکرد و سواد هم نداشت چطور مي تواند چنين برنامه حساب شده اي را طرح ريزي کند؟پس شيخ جاني که چشم نداشت قوه تکلم او مشکل داشت و سوادي هم نداشت و در يک روستا بزرگ شده بود به نظر بعيد مي آيد که بتواند همچنين برنامه دقيقي را براي درگيري در يک بخش يا شهر به مرحله عمل درآورد.از اينجا بود که من ذهنم بدين جا رسيد که ممکن است افرادي پشت قضيه بوده اند تا اينجا رسيدم: نوع فعاليتهاي مخفيانه اي که در زمان اين پيرزن انجام شده دقيقا الان دکتر بهرام الهي همان برنامه ها را اجراء مي کند.عزيزان اين قصه سر دراز دارد و شايد جا داشته باشد که کتابي درهمين زمينه نوشته شود.


ـ بعد از مرگ شيخ جاني که گفتيم به ظاهر رهبر اين خاندان يعني خاندان استاد الهي به شمار مي رفت اين خاندان توسط دکتر بهرام الهي اداره مي شده که هم اکنون او در خارج از ايران به سر مي برد.او مدتي استاد دانشگاه تهران بوده است.دکتراي خود را از کشور فرانسه گرفته است و الان هم در خارج از جيره خواران اروپائي به حساب مي آيد.او روابط بسيار گرم و صميمي با يکي از سياسيون فرانسه دارد که شانس برد انتخاباتي وي هم بسيار بالاست به همين خاطر چند وقت پيش هم خبري منتشر شد که حاوي اين مطلب بود که مقامات فرانسوي نسبت به بنياد استاد الهي سوء ظن پيدا کرده اند و اين خبر به خاطر ارتباط دکتر بهرام الهي با مقامات سياسي جناح مخالف دولت کنوني بوده است.


او هم اکنون مديريت اجرائي کارهاي فرقه را در دست همسر خود گذاشته و تقريبا کارهاي فرقه به دست او مي چرخد.




همسر او شخصي بي حجاب و لاابالي و قرطي و..........است که در مجالس مهماني کذائي به عنوان افريته شرکت مي کند.اين خانم با اين وضعيت مي خواهد مديريت کند فرقه اي را که ادعايش اين است که مردم را به خدا مي رساند!عجبا!خيلي جالب است عده اي با اين وضعيت اصلا نبايد دم از خدا بزنند و اگر يکبار خواستند اسم خدا را بياورند بايد در خفاء اينکاررا انجام دهند اما صفحه روزگار برگشته و هم اکنون داعيه رساندن خلايق به خدا را هم دارند!داعيه رساندن از مرحله شريعت را به طريقت دارند!کتاب چاپ مي کنند به نام راه کمال/اما خودشان هنوز در منجلاب اعمال و رفتار و......خود گير کرده اند.دکتر بهرام الهي!دکتر بهرام!استاد الهي!اگر خودتان اهل خدا نيستيد مشکلي نيست در اين جهان کسان زيادي مانند شما وجود دارند اما شما را به آنچه که به او اعتقاد داريد قسم مي دهم که به وسيله نام خدا مردم را از خدا دور نکنيد.اگر يکي در اين دنيا توسط شما از خدا دور شود که چنين افرادي زيادند در قيامتي که شايد اعتقادي هم به ان نداريد عذاب دردناکي در انتظار شماست.ديگر خود دانيد از من گفتن بود و از شما جراتي براي برگشت از اين همه انحراف..............



ادامه دارد.............

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:49  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

آيا اهل حق مسلمانند؟

نور على الهى و پيروانش در کتاب ها و در ظاهر ادعاى اسلام مى کنند. بقيه اهل حق نيز تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد در ظاهر ادعاى اسلام مى کنند. نظام مشعشعى پيشواى خاندان آتش بگى که در تهران زندگى مى کند در مقبره سيد محمد کلاردشتى، که يکى از رهبران اهل حق بوده و در زمان ناصر الدين شاه دست به شورش زده بود و توسط نيروهاى دولت دستگير شده و به تهران منتقل شد، نوشته اى مبنى بر اينکه اهل حق نيز مسلمانى همچون ساير مسلمانانند بر ديوار آن آويخته است. نقل مى کنند يکى از روحانيون تعدادى از اهل حق قمرود را براى مسلمان کردن نزد يکى از مراجع بزرگ قم مى آورد، مرجع به آنها مى گويد: دين شما چيست؟ به من هم بگوييد شايد درست باشد و من هم به دين شما درآيم. آنها از پاسخ دادن امتناع مىورزند و مى گويند ما مسلمان هستيم مثل شما. از آنها پرسيده مى شود، پس تفاوت شما با ما چيست؟ پاسخ مى دهند چيز مهمى نيست. از آنها مى خواهند آن را توضيح دهند، مى گويند اسرار مگوست.

عده اى ديگر از اهل حق در کتابهايشان نوشته اند: دين ما دين مستقل است و از بدو خلقت وجود داشته  و هر کس با داشتن اين دين ادعاى اسلام کند کفر گفته است.  قادر طهماسبى نوشته است: «هر اهل حقى که خود راتابع سرانجام معرفى نمايد به هيچ وجه نمى تواند ادعا کند که پيرو اسلام محمدى است.  و ديگرى مى گويد حتى قوانين اجتماعى و حقوقى را نيز مى شود از اين دين استخراج کرد. چنان که در اندرز يارى آمده است: «مردان برگزيده و دانشمند مى توانند قانون مراودات اجتماعى را از هر قبيل: قضاوت، ارث، داد و ستد و امنيت با الهام از خط مشى يارى که مساوات و عدالت است وضع نمايند.»


حال شما خوانندگان عزيز خود قضاوت بفرماييد که آيا اين فرقه مسلمانند يا نه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:48  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  | 

فرقه اويسيه

درباره فرقه اويسي که در قسمت نظرات از آنها سوال شده بود مختصر توضيحاتي را براي شما مي گذارم

اميدوارم که مقبول باشد

 

يکي از فرقه هاي جالب معاصر فرقه اويسيه است که شايد خواندن تاريخش تفريحي باشد


براي خوانندگان


اين فرقه حدود ۴۰ يا ۵۰ سال پيش تاسيس شد وجلال الدين ابولفضل عنقا موسس آن بود


اقطاب اين فرقه آدمهايي هستند که هيچ کدام نشاني از مسائل اوليه عرفان و حتي تصوف ندارند


مهمترين شخصيت آنها پدر همين قطب فعلي بود که لقب شاه مقصود را براي خود انتخاب کرد و فرقه خود را شاه مقصودي اويسي خواند


قطب فعلي نيز نادر علي عنقا پسر ورزشکار وي بود که به يکباره از ورزش به آسمان هدايت خلق رسيد


تلفيق عرفانهاي شرقي بويژه مکاتب بودايي وتانترا با تصوف واستفاده از جاذبه هاي جنسي مهمترين ابزار آنها براي جلب مشتري است


با کمک دولت آمريکا چندين خانقاه در خارج زده اند وفعاليت مي کنند


از کرامات اين قطب العارفين يکي همين بس که همسر وي سال گذشته طي مصاحبه اي با مطبوعات ايراني مقيم آمريکا رسما ضمن اعتراف به فساد جنسي همسرش به فرقه ضاله بهاييت پيوست


اين عکس حضرت شاه مقصود؟؟




اين هم قطب فعلي که معمولا اکثر عکسهايش به صورت نيم رخ مي باشد


 که شايد اين هم نوعي جنبه عرفاني پيدا مي کند


لقبش هم صلاح الين نادر علي عنقا

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:47  توسط پــــــــــچ پــــــــــچ  |